چند وقت پیش فیلمی نشون میداد به نام جاده سبز
یکی از شخصیت های اون فیلم مرد سیاه پوستی بود بنام جان کافی
کسی که قدرت ماوراء داشت میتونست بیماری رو مانند ذرات معلق از بدن
بیمار بیرون بکشه
بعضی اوقات میخوای کسی رو دلداری بدی، با همه وجودت میخوای یه خنده
کوچیک رو لباش بیاری، ولی حس ناتوانی بهت دست میده،اون موقع است که
دلم میخواست،جان کافی بودم
بعضی اوقات فکر میکنم خدایا این زندگی چقدر طولانی هست؟