این حال من بی توست ..........

بعضی اوقات دوست داری حرف بزنی یکی گوش کنه ولی اون یه نفر هیچوقت نیست ، پس مینویسی، مینویسی شاید روزی بیاد بخونه ،فریاد سکوتت رو

این حال من بی توست ..........

بعضی اوقات دوست داری حرف بزنی یکی گوش کنه ولی اون یه نفر هیچوقت نیست ، پس مینویسی، مینویسی شاید روزی بیاد بخونه ،فریاد سکوتت رو

ترسیدم

 

 

یه عمر ترسیدم از اینکه یه روز از خواب بیدار شم ببینم یادت با من نیست 

ترسیدم از روزی که بارون بیاد، یاد ترسم از سرمایی که به وجودت میاد پر نشه

ترسیدم از روزی که جای دستت توی برف ها آب بشه و اندازه دستت از یادم بره 

ترسیدم از روزی که گرمای آغوشت از آن من نباشه  

ترسیدم از روزی که خنده ات به روی کسی دیگه ای باشه  

ترسیدم  

در تمام این سالها ترسیدم  

  

ترسیدم از فردای من بی تو  

نظرات 3 + ارسال نظر
یه عاشق یکشنبه 22 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 07:46 ب.ظ

مخلصیم سالار

گل یخم اما... پنج‌شنبه 26 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:41 ب.ظ

یادته اولین لحظه دیدار ُ قسم خوردیم واسه هم بشیم یار

گل یخم اما... جمعه 25 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 12:46 ق.ظ

با تو حکایتی دگر این دل ما بسرکند شب سیاه غصه را هوای تو سحر کند
سلام

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد