این حال من بی توست ..........

بعضی اوقات دوست داری حرف بزنی یکی گوش کنه ولی اون یه نفر هیچوقت نیست ، پس مینویسی، مینویسی شاید روزی بیاد بخونه ،فریاد سکوتت رو

این حال من بی توست ..........

بعضی اوقات دوست داری حرف بزنی یکی گوش کنه ولی اون یه نفر هیچوقت نیست ، پس مینویسی، مینویسی شاید روزی بیاد بخونه ،فریاد سکوتت رو

یک شبی مجنون نمازش را شکست

  

 

 

 

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

 

 

عشق ، آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

 

 

سجده ای زد بر لب درگاه او

پر ز لیلا شد دل پر آه او

 

 

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

 

 

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

 

 

نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

 

 

خسته ام زین عشق ، دلخونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

  

 

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو ، من نیستم

 

 

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پنهان و پیدایت منم

 

 

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

 

 

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یکجا باختم

 

 

کردمت آواره صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد

 

 

سوختم در حسرت یک یاربت

غیر لیلا بر نیامد از لبت

 

 

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی

 

 

مطمئن بودم به من سر می زنی

در حریم خانه ام در می زنی

 

 

حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بیقرارت کرده بود

 

 

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم

 

--

نظرات 1 + ارسال نظر
علی شنبه 5 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 03:54 ب.ظ http://www.ansd.blogsky.com

اگر با من نبودش هیچ میلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی
موفق باشی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد