بگو که هنوز دنیا پر از قشنگیه .
بگو که همه این سیاهی ها دروغه و وقتی صبح بشه بازهم پرنده کوچولو با ترنم محبتش گلها روازخواب بیدار می کنه .
بگو هنوز هم خورشید می آد و با دستهای پر از نورش شب سیاه رو می بره .
بگو که هنوز روی گلبرگهای ظریف شقایق ، یه جایی برای شبنم ها هست .
بگو که هنوز میشه توی چشمهای یه غریبه خیره شد و از عشق گفت .
بگو که میشه یه گوشه دنیا یه جایی برای اشکهای دلتنگی پیدا کرد .
بگو که اینهمه دروغ و کینه فقط مال قصه هاست و وقتی به آخرش برسی همه چیز دوباره عوض میشه .همه سیاهی ها دوباره سفید میشه .
بگو که هنوز شاهزاده شهر پریون بااسب سفیدش می آد وعاشق دختر فقیرمیشه واونو با خودش به شهررویا می بره .
بگو که آدمهای بد فقط مال تو قصه هان ، بگو که هنوز همه همدیگه رو دوست دارن و هنوز دستی پیدا میشه که دستهای محتاج به نوازشت رو توی دستاش بگیره .
کاش زودتر یکی بیاد و از این کابوس بیدارم کنه .
بیدارم کنه و
بگه تمام این پلیدی ها فقط یه خواب بوده .
بگه که هنوز دنیا ،
یعنی یه جای قشنگ و امن برای دوست داشتن و دوست داشته شدن .
وقتی تمام شیرها پاکتی اند
وقتی همه ی پلنگ ها صورتی اند
وقتی پهلووناش دوپینگی اند
ایراد مگیر که عشق ها ساعتی اند!
تنها اتاقی همیشه مرتبه و همه چیز سر جاش میمونه، که توش زندگی نکنی!
اگه زندگیت گاهی آشفته میشه و هیچی سر جاش نیست، بدون هنوز زندهای!
اما اگر همیشه همه چی آرومه و تو چقدر خوشحالی! یه فکری برای خودت بکن!
هر چه بیشتر احساس تنهایی کنی، احتمال شروع یک رابطه احمقانه بیشتر میشود!
حاصل عشق مترسک به کلاغ، مرگ یک مزرعه بود!
آسمان فرصت پرواز بلندی است.
قصه این است چه اندازه کبوتر باشی!
گفتم: ای جنگل پیر تازگیها چه خبر؟
پوزخندی زد و گفت: هیچ، کابوس تبر!
گفت: چند سال داری؟
گفتم: روزهای تکراری زندگیم را که خط بزنم، کودکی چند سالهام!
گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، دیگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند!
دیوانگی یعنی ادامه دادن همان رفتار و مسیر همیشگی و انتظار نتیجه متفاوت داشتن!
شرط دل دادن دل گرفتن است، وگرنه یکی بی دل میشود و دیگری دو دل!
پروانه گاهی فراموش میکند که زمانی کرم بوده است و کرم نمیداند که روزی به پروانهای زیبا بدل خواهد شد...
فراموشی و نادانی مشکل امروز ماست!
روزانه هزاران انسان به دنیا میآیند...
اما انسانیت در حال انقراض است!
وقتی آدما میگن بارون رو دوست داریم ولی تا بارون میاد چتر باز میکنن...
وقتی میگن پرنده رو دوست داریم ولی تو قفس نگهش میدارن...
باید از دوست داشتن آدما ترسید!
اگر کاسبی نیست که دوست بفروشد ...
در عوض آنقدر دوستان کاسب هستند که تو را به پشیزی بفروشند!
حرف هایم را تعبیر میکردی... سکوتم را تفسیر... دیروزم را فراموش... فردایم را پیشگوئی...به نبودنم مشکوک بودی... در بودنم مردد... از هیچ گلایه میساختی ...از همه چیز بهانه...من کجای این نمایش بودم؟
علم فیزیک دروغ میگوید!
برای دیدن نیاز به نور نیست، فقط دلیل لازم است!
پرواز کن آنگونه که میخواهی
و گرنه پروازت می دهند آنگونه که میخواهند!
هر شروعی یه امیدی است
امیدی که به خودت بگی شاید ایندفعه همه چیز تغییر کنه
شاید یه روزی بیاد که غمی تو دلت نباشه
از صدای بارون دم صبح از صدای پرنده ای که نشسته لب پنجره لذت میبری